تو را چه به فرهاد؟ یک فرهاد بود و یک بیستون عاشقی! تو همین یک وجب دیوار را بردار من باورت میکنم.
.
.
.
من گمان می کردم رفتنت ممکن نیست
رفتنت ممکن شد...
باورش ممکن نیست!
.
.
.

مشکل از تو نبود

از من بود

با کسی حرف میزدم

که سمعک هایش را

پیش دیگری جا گذاشته بود . . .
.
.
.

رفيق بي وفا را كمتر از دشمن نميبينم / سرم قربان آن دشمن كه بوئي از وفا دارد ...........