افتاده بودم زپای،
دستم گرفتی به دست
برخاستم چون زجای،نشناختی دیگرم.
آیا پریشانیم آرامشت می دهد؟
این است اگر،پس بیا؛اکنون پریشان ترم
اما بپا،نشکنم!
از عنصر شیشه ام
هرچند مادر به نام خواندستم
+ نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم تیر ۱۳۹۲ ساعت 18:4 توسط مهسا
|
سلام من مهسا هستم این وب